سطح B2فعل

wegbrechen

از بین رفتن، فروپاشیدن

English: to collapse, to break away

جمله‌ی مثال با wegbrechen

  • Die Brücke brach unter der Last weg.

    پل زیر بار فروپاشید.

«wegbrechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.