سطح B1فعل

ausfallen

افتادن، لغو شدن

English: to fall out, to be canceled

صرف فعل ausfallen

حال
er fällt aus
گذشته‌ی ساده
fiel aus
پرفکت
ist ausgefallen
امری
falle aus! / fallt aus!
  • ich falle aus
  • du fällst aus
  • er/sie/es fällt aus
  • wir fallen aus
  • ihr fallt aus
  • sie fallen aus

جمله‌ی مثال با ausfallen

  • Tom ließ das Mittagessen ausfallen.

    تام ناهار را حذف کرد.

«ausfallen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.