سطح B2فعل

wegtreten

خارج شدن، غش کردن

English: to step out, to faint

صرف فعل wegtreten

حال
er tritt weg
گذشته‌ی ساده
trat weg
پرفکت
ist weggetreten
امری
tritt weg! / tretet weg!
  • ich trete weg
  • du trittst weg
  • er/sie/es tritt weg
  • wir treten weg
  • ihr tretet weg
  • sie treten weg

جمله‌ی مثال با wegtreten

  • Im Zweifelsfall den Ball wegtreten!

    در صورت تردید، توپ را لگد بزن دور!

«wegtreten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.