سطح C2فعل

wanken

لرزیدن، نوسان کردن

English: to stagger, to waver

صرف فعل wanken

حال
er wankt
گذشته‌ی ساده
wankte
پرفکت
hat gewankt
امری
wanke! / wankt!
  • ich wanke
  • du wankst
  • er/sie/es wankt
  • wir wanken
  • ihr wankt
  • sie wanken

جمله‌ی مثال با wanken

  • Wahre Freundschaft soll nicht wanken.

    دوستی واقعی نباید سست شود.

«wanken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.