سطح C1فعل

wackeln

تکان خوردن، لرزیدن

English: to wobble, to shake

صرف فعل wackeln

حال
er wackelt
گذشته‌ی ساده
wackelte
پرفکت
hat gewackelt
امری
wackele! / wackelt!
  • ich wackle
  • du wackelst
  • er/sie/es wackelt
  • wir wackeln
  • ihr wackelt
  • sie wackeln

جمله‌ی مثال با wackeln

  • Die Tischbeine wackeln.

    پایه‌های میز لق می‌زنن.

«wackeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.