سطح C1فعل

schwanken

نوسان کردن، لرزیدن

English: to fluctuate, to waver

صرف فعل schwanken

حال
er schwankt
گذشته‌ی ساده
schwankte
پرفکت
ist geschwankt
امری
schwank! / schwankt!
  • ich schwanke
  • du schwankst
  • er/sie/es schwankt
  • wir schwanken
  • ihr schwankt
  • sie schwanken

جمله‌ی مثال با schwanken

  • Die Preise schwanken stark.

    قیمت‌ها به شدت نوسان دارند.

«schwanken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.