سطح C1فعل

vorhalten

نگه داشتن، پیش کشیدن

English: to hold up, to present

صرف فعل vorhalten

حال
er hält vor
گذشته‌ی ساده
hielt vor
پرفکت
hat vorgehalten
امری
halte vor! / haltet vor!
  • ich halte vor
  • du hältst vor
  • er/sie/es hält vor
  • wir halten vor
  • ihr haltet vor
  • sie halten vor

جمله‌ی مثال با vorhalten

  • Er hielt ihr seine Fehler vor.

    او خطاهایش را به او پیش کشید.

  • Er hielt ihr den Spiegel vor.

    او آینه را به او پیش کشید.

«vorhalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.