نگه داشتن، پیش کشیدن
English: to hold up, to present
Er hielt ihr seine Fehler vor.
او خطاهایش را به او پیش کشید.
Er hielt ihr den Spiegel vor.
او آینه را به او پیش کشید.
«vorhalten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.