از کنار کسی رد شدن
English: to walk past, to run past
Ich bin an ihr vorbeigelaufen, ohne sie zu grüßen.
من از کنارش رد شدم بدون اینکه سلام کنم.
«vorbeilaufen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.