[foːɐ̯ˈbaɪ̯ˌlaʊ̯fn̩]
از کنار کسی رد شدن
معنی، مثال و مترادفِ vorbeilaufen ←Ich bin an ihr vorbeigelaufen, ohne sie zu grüßen.
من از کنارش رد شدم بدون اینکه سلام کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی