شرط، قید
English: reservation, condition
Er stimmte dem Plan nur mit großen Vorbehalten zu.
او تنها با احتیاط و تردیدهای فراوان با این طرح موافقت کرد.
«Vorbehalt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.