سطح B2فعل

vorbeigehen

عبور کردن، رد شدن

English: to pass by, to go past

صرف فعل vorbeigehen

حال
er geht vorbei
گذشته‌ی ساده
ging vorbei
پرفکت
ist vorbeigegangen
امری
geh vorbei! / geht vorbei!
  • ich gehe vorbei
  • du gehst vorbei
  • er/sie/es geht vorbei
  • wir gehen vorbei
  • ihr geht vorbei
  • sie gehen vorbei

جمله‌ی مثال با vorbeigehen

  • Ich sah drei Leute vorbeigehen.

    من سه نفر را دیدم که رد شدند.

«vorbeigehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.