[fɛɐ̯ˈt͡søːɡɐn]
تأخیر کردن، به تعویق انداختن
معنی، مثال و مترادفِ verzögern ←Hör auf, den Handel zu verzögern!
دیگه معامله رو عقب ننداز!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی