سطح C2فعل

verwetten

شرط‌بندی کردن

English: to bet, to wager

صرف فعل verwetten

حال
er verwettet
گذشته‌ی ساده
verwettete
پرفکت
hat verwettet
امری
verwett! / verwettet!
  • ich verwette
  • du verwettest
  • er/sie/es verwettet
  • wir verwetten
  • ihr verwettet
  • sie verwetten

جمله‌ی مثال با verwetten

  • Darauf würde ich mein Leben verwetten.

    جانم را بر سر این می‌گذارم.

«verwetten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.