سطح C2اسم

die Verwandtschaft

خویشاوندی، بستگان

English: kinship, relatives

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Verwandtschaften

جمله‌ی مثال با Verwandtschaft

  • Ein Reicher hat eine große Verwandtschaft.

    آدم پولدار خویشاوندان زیادی دارد.

«Verwandtschaft» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.