سطح A1فعل

funktionieren

کار کردن / عملکرد داشتن

English: to function, to work

صرف فعل funktionieren

حال
es funktioniert
گذشته‌ی ساده
funktionierte
پرفکت
hat funktioniert
امری
funktioniere! / funktioniert!
  • ich funktioniere
  • du funktionierst
  • er/sie/es funktioniert
  • wir funktionieren
  • ihr funktioniert
  • sie funktionieren

جمله‌ی مثال با funktionieren

  • Das Radio funktioniert wieder.

    رادیو دوباره کار می‌کند.

مترادف و متضاد

«funktionieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.