سطح A2فعل

verpassen

از دست دادن (وسیله نقلیه یا فرصت)

English: to miss

صرف فعل verpassen

حال
er verpasst
گذشته‌ی ساده
verpasste
پرفکت
hat verpasst
امری
verpass! / verpasst!
  • ich verpasse
  • du verpasst
  • er/sie/es verpasst
  • wir verpassen
  • ihr verpasst
  • sie verpassen

جمله‌ی مثال با verpassen

  • Ich habe den Zug verpasst.

    من قطار را از دست دادم.

  • Beeil dich, sonst verpassen wir den Bus!

    عجله کن، وگرنه اتوبوس را از دست می‌دهیم!

مترادف و متضاد

«verpassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.