[fɛɐ̯ˈpasn̩]
از دست دادن (وسیله نقلیه یا فرصت)
معنی، مثال و مترادفِ verpassen ←Ich habe den Zug verpasst.
من قطار را از دست دادم.
Beeil dich, sonst verpassen wir den Bus!
عجله کن، وگرنه اتوبوس را از دست میدهیم!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی