سطح B1فعل

vermissen

دلتنگ شدن، کم بودن

English: to miss, to be missing

صرف فعل vermissen

حال
er vermisst
گذشته‌ی ساده
vermisste
پرفکت
hat vermisst
امری
vermisse! / vermisst!
  • ich vermisse
  • du vermisst
  • er/sie/es vermisst
  • wir vermissen
  • ihr vermisst
  • sie vermissen

جمله‌ی مثال با vermissen

  • Wir vermissen ihn.

    دلمون براش تنگ شده.

«vermissen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.