سطح C2فعل

vermachen

به ارث گذاشتن

English: to bequeath

صرف فعل vermachen

حال
er vermacht
گذشته‌ی ساده
vermachte
پرفکت
hat vermacht
امری
vermach! / vermacht!
  • ich vermache
  • du vermachst
  • er/sie/es vermacht
  • wir vermachen
  • ihr vermacht
  • sie vermachen

جمله‌ی مثال با vermachen

  • Ich möchte mein Geld einer Stiftung vermachen.

    می‌خواهم پولم را به یک بنیاد خیریه وصیت کنم.

«vermachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.