[fɛɐ̯ˈmaxn̩]
به ارث گذاشتن
معنی، مثال و مترادفِ vermachen ←Ich möchte mein Geld einer Stiftung vermachen.
میخواهم پولم را به یک بنیاد خیریه وصیت کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی