سطح C1فعل

vermarkten

بازاریابی کردن

English: to market

صرف فعل vermarkten

حال
er vermarktet
گذشته‌ی ساده
vermarktete
پرفکت
hat vermarktet
امری
vermarkt! / vermarktet!
  • ich vermarkte
  • du vermarktest
  • er/sie/es vermarktet
  • wir vermarkten
  • ihr vermarktet
  • sie vermarkten

جمله‌ی مثال با vermarkten

  • RING, der zweitgrößte Mobilfunkanbieter Lateinamerikas, wird ab Freitag Telefonzellen vermarkten.

    رینگ، دومین اپراتور بزرگ تلفن همراه در آمریکای لاتین، از جمعه تلفن‌های عمومی را بازاریابی خواهد کرد.

«vermarkten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.