سطح C1فعل

verkraften

تحمل کردن

English: to cope with, to bear

صرف فعل verkraften

حال
er verkraftet
گذشته‌ی ساده
verkraftete
پرفکت
hat verkraftet
امری
verkraft! / verkraftet!
  • ich verkrafte
  • du verkraftest
  • er/sie/es verkraftet
  • wir verkraften
  • ihr verkraftet
  • sie verkraften

جمله‌ی مثال با verkraften

  • Ich konnte diesen Lärm nicht länger verkraften.

    دیگر طاقت این سر و صدا را نداشتم.

«verkraften» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.