مقاومت کردن، ایستادگی کردن
English: to withstand, to hold out
Besser weglaufen als schlecht standhalten.
بهتر است فرار کنی تا اینکه بد مقاومت کنی.
«standhalten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.