سطح C2فعل

verbarrikadieren

سنگربندی کردن، مسدود کردن

English: to barricade

صرف فعل verbarrikadieren

حال
er verbarrikadiert
گذشته‌ی ساده
verbarrikadierte
پرفکت
hat verbarrikadiert
امری
verbarrikadier! / verbarrikadiert!
  • ich verbarrikadiere
  • du verbarrikadierst
  • er/sie/es verbarrikadiert
  • wir verbarrikadieren
  • ihr verbarrikadiert
  • sie verbarrikadieren

جمله‌ی مثال با verbarrikadieren

  • Sie verbarrikadierten die Tür mit Möbeln.

    آن‌ها در را با مبلمان سنگربندی کردند.

«verbarrikadieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.