سطح C2فعل

verbannen

تبعید کردن

English: to banish, to exile

صرف فعل verbannen

حال
er verbannt
گذشته‌ی ساده
verbannte
پرفکت
hat verbannt
امری
verbann! / verbannt!
  • ich verbanne
  • du verbannst
  • er/sie/es verbannt
  • wir verbannen
  • ihr verbannt
  • sie verbannen

جمله‌ی مثال با verbannen

  • Ich möchte es aus meinen Erinnerungen verbannen.

    می‌خواهم آن را از خاطراتم پاک کنم.

«verbannen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.