سطح C2فعل

verbünden

متحد شدن

English: to ally, to unite

صرف فعل verbünden

حال
er verbündet
گذشته‌ی ساده
verbündete
پرفکت
hat verbündet
امری
verbünd! / verbündet!
  • ich verbünde
  • du verbündest
  • er/sie/es verbündet
  • wir verbünden
  • ihr verbündet
  • sie verbünden

جمله‌ی مثال با verbünden

  • Ich habe es geahnt, dass sie sich gegen mich verbünden!

    حدس می‌زدم که دارن علیه من متحد می‌شن!

«verbünden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.