[ˌʊntɐˈfaŋən]
دست زدن، جسارت کردن
معنی، مثال و مترادفِ unterfangen ←Er unterfing sich, eine schwierige Aufgabe zu übernehmen.
او جرأت کرد که کار دشواری را بر عهده بگیرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی