واژگون کردن، سرنگون کردن
English: to knock over, to overturn
Man hätte mich mit einer Feder umwerfen können.
آنقدر شوکه شده بودم که با یک پر هم میتوانستم به زمین بیفتم.
«umwerfen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.