سطح C2فعل

umkippen

واژگون شدن, سرنگون شدن

English: to tip over, to overturn

صرف فعل umkippen

حال
er kippt um
گذشته‌ی ساده
kippte um
پرفکت
ist umgekippt
امری
kipp um! / kippt um!
  • ich kippe um
  • du kippst um
  • er/sie/es kippt um
  • wir kippen um
  • ihr kippt um
  • sie kippen um

جمله‌ی مثال با umkippen

  • Der Lastwagen kann umkippen.

    کامیون ممکن است واژگون شود.

«umkippen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.