سطح C2فعل

trotteln

گیج شدن، ول شدن

English: to dawdle, to be silly

صرف فعل trotteln

حال
er trottelt
گذشته‌ی ساده
trottelte
پرفکت
ist getrottelt
امری
trottel! / trottelt!
  • ich trottele
  • du trottelst
  • er/sie/es trottelt
  • wir trotteln
  • ihr trottelt
  • sie trotteln

جمله‌ی مثال با trotteln

  • Die Schafe trotteten gemächlich über die Wiese.

    گوسفندها به‌آرامی از روی چمنزار گذشتند.

«trotteln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.