سطح C2فعل

tröten

بوق زدن

English: to honk, to toot

صرف فعل tröten

حال
er trötet
گذشته‌ی ساده
trötete
پرفکت
hat getrötet
امری
tröte! / trötet!
  • ich tröte
  • du trötest
  • er/sie/es trötet
  • wir tröten
  • ihr trötet
  • sie tröten

جمله‌ی مثال با tröten

  • Der Elefant trötet laut im Zoo.

    فیل در باغ‌وحش با صدای بلند بوق می‌زند.

«tröten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.