سطح B1فعل

schießen

شلیک کردن

English: to shoot, to fire

صرف فعل schießen

حال
er schießt
گذشته‌ی ساده
schoss
پرفکت
hat geschossen
امری
schieß! / schießt!
  • ich schieße
  • du schießt
  • er/sie/es schießt
  • wir schießen
  • ihr schießt
  • sie schießen

جمله‌ی مثال با schießen

  • Der Jäger schießt auf den Hirsch.

    شکارچی به گوزن شلیک می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«schießen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.