سطح C2فعل

stolpern

زمین خوردن، به‌پای‌کسی‌گیرکردن

English: to stumble, trip

صرف فعل stolpern

حال
er stolpert
گذشته‌ی ساده
stolperte
پرفکت
ist gestolpert
امری
stolpere! / stolpert!
  • ich stolpere
  • du stolperst
  • er/sie/es stolpert
  • wir stolpern
  • ihr stolpert
  • sie stolpern

جمله‌ی مثال با stolpern

  • Ich sah ihn stolpern und fallen.

    دیدم که زمین خورد و افتاد.

«stolpern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.