سطح C1فعل

schubsen

هل دادن

English: to shove, to push

صرف فعل schubsen

حال
er schubst
گذشته‌ی ساده
schubste
پرفکت
hat geschubst
امری
schubs! / schubst!
  • ich schubse
  • du schubst
  • er/sie/es schubst
  • wir schubsen
  • ihr schubst
  • sie schubsen

جمله‌ی مثال با schubsen

  • Die einen muss man schubsen, während man die anderen bremsen muss.

    بعضیا رو باید هل بدی، در حالی که بعضیا رو باید مهار کنی.

«schubsen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.