سطح B2فعل

stillen

سیر کردن، آرام کردن

English: to satisfy, soothe

صرف فعل stillen

حال
er stillt
گذشته‌ی ساده
stillte
پرفکت
hat gestillt
امری
still! / stillt!
  • ich stille
  • du stillst
  • er/sie/es stillt
  • wir stillen
  • ihr stillt
  • sie stillen

جمله‌ی مثال با stillen

  • Wir stillen unsere Babys.

    ما به بچه‌هایمان شیر می‌دهیم.

«stillen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.