سطح A1فعل

stampfen

پا بر زمین کوبیدن

English: to stamp, to stomp

صرف فعل stampfen

حال
er stampft
گذشته‌ی ساده
er stampfte
پرفکت
er hat gestampft
امری
stampf! / stampft!
  • ich stampfe
  • du stampfst
  • er/sie/es stampft
  • wir stampfen
  • ihr stampft
  • sie stampfen

جمله‌ی مثال با stampfen

  • Das Kind stampft wütend auf den Boden.

    بچه با عصبانیت پا بر زمین می‌کوبد.

مترادف و متضاد

مترادف

«stampfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.