[ˈʃtamp͡fn̩]
پا بر زمین کوبیدن
معنی، مثال و مترادفِ stampfen ←Das Kind stampft wütend auf den Boden.
بچه با عصبانیت پا بر زمین میکوبد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی