مزاحم شدن، تعقیب کردن
English: to stalk
Sie wurde von einem Fremden im Internet gestalkt.
او توسط یک غریبه در اینترنت مزاحمت میشد.
«stalken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.