سطح C2فعل

sprießen

روییدن، جوانه زدن

English: to sprout, to shoot

صرف فعل sprießen

حال
er sprießt
گذشته‌ی ساده
spross
پرفکت
ist gesprossen
امری
sprieß! / sprießt!
  • ich sprieße
  • du sprießt
  • er/sie/es sprießt
  • wir sprießen
  • ihr sprießt
  • sie sprießen

جمله‌ی مثال با sprießen

  • Sprossen sprießen aus dem Boden.

    جوانه‌ها از زمین می‌رویند.

«sprießen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.