سطح A2فعل

treiben

انجام دادن (ورزش)

English: to do (sport)

صرف فعل treiben

حال
er treibt
گذشته‌ی ساده
trieb
پرفکت
hat getrieben
امری
treib! / treibt!
  • ich treibe
  • du treibst
  • er/sie/es treibt
  • wir treiben
  • ihr treibt
  • sie treiben

جمله‌ی مثال با treiben

  • Er treibt jeden Tag Sport.

    او هر روز ورزش می‌کند.

مترادف و متضاد

«treiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.