سطح B2فعل

sich immatrikulieren

در دانشگاه ثبت نام کردن

English: enrolling at university

صرف فعل sich immatrikulieren

حال
er immatrikuliert sich
گذشته‌ی ساده
er immatrikulierte sich
پرفکت
hat sich immatrikuliert

جمله‌ی مثال با sich immatrikulieren

  • Er immatrikuliert sich an der Universität.

    او در دانشگاه ثبت‌نام می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«sich immatrikulieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.