سطح B2فعل

sich festsetzen

تثبیت شدن، جا افتادن

English: to become established

جمله‌ی مثال با sich festsetzen

  • Der Staub hat sich in den Ecken festgesetzt.

    گرد و غبار در گوشه‌ها تثبیت شده است.

«sich festsetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.