سطح B2فعل

sich niederlassen

ساکن شدن، اقامت کردن

English: to settle down

جمله‌ی مثال با sich niederlassen

  • Nach der Pensionierung ließ er sich in einem kleinen Dorf nieder.

    پس از بازنشستگی در یک روستای کوچک ساکن شد.

«sich niederlassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.