خود را جای کسی گذاشتن، همدلی کردن
English: to put oneself in someone's place, to empathize
Du musst dich in ihre Lage hineinversetzen.
تو باید خودت را جای او بگذاری.
«sich hineinversetzen in» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.