سطح C1فعل

sich herausstellen

معلوم شدن، آشکار شدن

English: to turn out, to become apparent

جمله‌ی مثال با sich herausstellen

  • Es stellte sich heraus, dass er gelogen hatte.

    معلوم شد که او دروغ گفته بود.

«sich herausstellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.