سطح C1فعل

sich verabreden

قرار گذاشتن

English: to arrange to meet

صرف فعل sich verabreden

حال
er verabredet sich
گذشته‌ی ساده
verabredete sich
پرفکت
hat sich verabredet

جمله‌ی مثال با sich verabreden

  • Es ist sinnvoll, sich vorher zu konkreten Treffen zu verabreden.

    منطقی است که از قبل برای دیدارهای مشخص قرار بگذارید.

مترادف و متضاد

«sich verabreden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.