دیدن
English: to see
Ich sehe den Vogel dort.
من آن پرنده را آنجا میبینم.
Er sieht den Film im Kino.
او فیلم را در سینما میبیند.
مترادف
«sehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.