سطح B2فعل

sich erweisen

ثابت شدن، معلوم شدن

English: to prove to be, to turn out

جمله‌ی مثال با sich erweisen

  • Seine Vermutung erwies sich als richtig.

    حدس او درست از آب درآمد.

«sich erweisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.