سطح A2فعل

sich beschweren

شکایت کردن / اعتراض کردن

English: to complain

گرامر

حرف اضافه
über + Akk

صرف فعل sich beschweren

حال
er beschwert sich
گذشته‌ی ساده
beschwerte sich
پرفکت
hat sich beschwert

جمله‌ی مثال با sich beschweren

  • Der Gast beschwert sich über das kalte Essen.

    مهمان از غذای سرد شکایت می‌کند.

  • Der Gast beschwert sich über den Lärm.

    مهمان از سروصدا شکایت می‌کند.

مترادف و متضاد

«sich beschweren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.