سطح A1فعل

sitzen

نشسته بودن

English: to be sitting

صرف فعل sitzen

حال
er sitzt
گذشته‌ی ساده
saß
پرفکت
hat gesessen
امری
sitz! / sitzt!
  • ich sitze
  • du sitzt
  • er/sie/es sitzt
  • wir sitzen
  • ihr sitzt
  • sie sitzen

جمله‌ی مثال با sitzen

  • Die Kinder sitzen im Klassenzimmer.

    بچه‌ها در کلاس نشسته‌اند.

مترادف و متضاد

متضاد

«sitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.